لغت نامه دهخدا
جوزاک.[ ج َ / جُو ] ( اِمص ) غصّه خوردن و اندوهگین شدن. ( برهان ) ( آنندراج ). از جوز ( جوزیدن ) + َاک ( پسوند ) نظیر خوراک، پوشاک، سوزاک. ( از حاشیه برهان چ معین ).
جوزاک.[ ج َ / جُو ] ( اِمص ) غصّه خوردن و اندوهگین شدن. ( برهان ) ( آنندراج ). از جوز ( جوزیدن ) + َاک ( پسوند ) نظیر خوراک، پوشاک، سوزاک. ( از حاشیه برهان چ معین ).
۱. غم، غصه، اندوه.
۲. (صفت ) اندوهگین، اندوهناک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبدالکریم جوزاک روستایی در دهستان پیشین بخش پیشین شهرستان راسک استان سیستان و بلوچستان ایران است.