جهک

لغت نامه دهخدا

جهک. [ ] ( اِ ) این کلمه در فیه مافیه چ سنگی تهران محمدهاشم خونساری آمده: همچنانکه کودکی را بدکان درزی نشاندند او را مطیع استاد باید بودن اگر تگل دهد که بدوزد و اگر شلال شلال وگر بخیه بخیه و اگر جهک جهک. و در نسخه چ فروزانفر ص 54 «اگر بخیه بخیه و اگر جهک جهک » نیامده و بنابر آنکه نسخه قبلی صحیح باشد یکی از اصطلاحات دوخت و دوز و خیاطی است.

جمله سازی با جهک

💡 تا سنایی چو دید گوید ای مه حبذا و جهک المبارک فالا

💡 و مثال این چون راه کعبه است که از هر موضع و جانب و جهت که خلق باشند در جمله جهان راهی باشد به کعبه «و من حیث خرجت فول و جهک شطر‌المسجد الحرام» اما اول خروج شرطی بزرگ است درین باب چون حاصل آید دوم شرط توجه به جهت کعبه بباید تا نماز درست آید اما حج درست نیاید و شرط سیم باید و آن قطع مسافت بعد است. چون این سه شرط حاصل آمد حج میسر شود.

💡 آی درت کعبه ی ارباب نجات قبلتی و جهک فی کل صلوه

💡 مرحبا، مرحبا، تعال تعالا حبذا و جهک المبارک فالا

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز