جنگ گاه

لغت نامه دهخدا

جنگ گاه. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) میدان جنگ. عرصه. معرکه.معترک. جنگاه. ( ناظم الاطباء ): پیغمبر از جای خود [ مدینه ] تا جنگ گاه [ ذی قار ] بدید. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ). و دیگر روز بر مدار قلعه بر سبیل نظاره و مطالعه جنگ گاهها طواف میکرد. ( رشیدی ).

فرهنگ فارسی

میدان جنگ عرصه معرکه

جمله سازی با جنگ گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه کند آشتی و گاه جنگ گاه بود شکر وگاهی شرنگ

💡 و قتل حمزه در رسول خدا(ص ) سخت تاثير كرد و چون از جنگ گاه به (مدينه ) تشريف آورد و در اين هنگام كه كمتر خانه اى بود كه از آن بانگ گريه و سوگوارى بلندنباشد از جهت عزاى شهيد خود، جز از خانه حمزه. لهذا رسول خدا(ص ) اشك در چشمانش گرديد و فرمود. (( لكن حمزد لابواكى له )). حمزه در اين روز گريه كن ندارد.

💡 از ایشان که مانده بدان جایگاه دهستان که بد نزد آن جنگ گاه

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز