واژه «جلوه کنان» در زبان فارسی از مصدر «جلوه کردن» گرفته شده و به حالتی گفته میشود که چیزی یا کسی با زیبایی، شکوه یا برجستگی خاصی ظاهر شود و توجه دیگران را به خود جلب کند. این واژه معمولاً به صورت قید حال به کار میرود و نشان میدهد که انجام یک عمل همراه با نمایش، درخشندگی یا نمود آشکار صورت میگیرد. هنگامی که گفته میشود چیزی جلوهکنان ظاهر شد، منظور این است که آن پدیده با جلوهای خاص و قابل توجه نمایان شده و از حالت معمولی و ساده فراتر رفته است. این مفهوم میتواند هم در مورد زیباییهای ظاهری مانند طبیعت، لباس یا نور به کار رود و هم در مورد مفاهیم انتزاعی مانند قدرت، هنر یا شکوه یک رویداد. در ادبیات فارسی، واژه جلوهکنان اغلب برای ایجاد تصویرسازی زیباشناسانه استفاده میشود تا حالت درخشش و تأثیرگذاری صحنهها بهتر منتقل شود. این واژه بار معنایی مثبت دارد و معمولاً نشاندهنده زیبایی، عظمت یا تاثیرگذاری چشمگیر است. از نظر زبانی، ساختار آن از ترکیب «جلوه» به معنای نمود و آشکار شدن، و پسوند «کنان» به معنای انجامدهنده عمل در حالت مستمر یا همراه با کیفیت خاص تشکیل شده است. در نتیجه، جلوهکنان به معنای انجام عملی همراه با نمایان شدن و درخشیدن است. این واژه در شعر و نثر فارسی برای تقویت حس تصویری و زیبایی بیان بسیار به کار میرود. در مجموع، «جلوهکنان» به حالتی گفته میشود که در آن یک پدیده یا فرد به شکلی آشکار، درخشان و همراه با زیبایی و شکوه نمایان میگردد، بهگونهای که حضور آن بهطور واضح در نگاه یا ذهن مخاطب برجسته و اثرگذار میشود.
جلوه کنان
فرهنگ عمید
آشکار، نمایان، و درخشان، در حال جلوه کردن.
جمله سازی با جلوه کنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفت تقوی ما جلوه کنان می آید خوش شراری به سر خرمن جان می آید
💡 ز آشیان شهپر سیاره کشی کردم راست یک نظر جلوه کنان بر سر چرخ استادم
💡 منم آن رند که دایم ز خرابات جهان شاهد حسن ترا جلوه کنان می بینم
💡 جلوه کنان قدم نهد جانب باغ هر صبا ناز دماند از زمین عشوه نشاند از هوا
💡 یار هنگام سحر بر دل ما کرد گذر گفت چون جلوه کنان بر دل تو میگذرم