لغت نامه دهخدا
جلامید. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جُلمود. ( منتهی الارب ). || ثقل و سنگینی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): القی علیه جلامید. ( اقرب الموارد ).
جلامید. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جُلمود. ( منتهی الارب ). || ثقل و سنگینی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): القی علیه جلامید. ( اقرب الموارد ).
=جلمود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رقت جلامید الصخور لشدتی مالان قلبک ان یمیل و یعطفا