جسته رگ
لغت نامه دهخدا
جسته رگ. [ ج َ ت َ / ت ِ رَ ] ( ص مرکب ) خبردار. ( غیاث اللغات از لطائف ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خبر دار
جمله سازی با جسته رگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عمرها شد در هوای نشتر مژگان یار جسته رگ بیرون چو طنبورم ز جسم ناتوان