جراحت دوست
لغت نامه دهخدا
جراحت دوست. [ ج ِ ح َ ] ( ص مرکب ) جراحت گزین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جراحت گزین شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) جراحت گزین
جمله سازی با جراحت دوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشست بر دل آزادگان جراحت دوست به حکم آنکه همش دوست مینهد مرهم