جسان
لغت نامه دهخدا
جسان. [ ج ُس ْ سا ] ( ع ص، اِ ) دف زنندگان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دف زنندگان. ج ِ جاسن. ( ناظم الاطباء ). آنانکه دف زنند. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
دف زنندگان جمع جاسن آنانکه دف زنند.
جمله سازی با جسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گویش جنوبی:شامل لهجههای: کلهری، ایلامی، لکی، مایانی، گروسی و… است که جغرافیایش در ایلهای کرد ایران شامل استانهای ایلام، کرمانشاه، کردستان، شمال و غرب لرستان در منطقهٔ خودمختار حریم کردستان عراق (کردستان جنوبی) در شهرهای چون: خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن میباشد.