جزویات

لغت نامه دهخدا

جزویات. [ ج ُزْ وی یا ] ( از ع، اِ ) چیزهای اندک و خرد و صغیر و ناچیز. ( ناظم الاطباء ). ج ِ جزوی، بمعنی جزئی. جزئیات. افراد: لیکن تو به یک اشارت بر کلیات و جزویات فکرت من واقف گشتی. ( کلیله و دمنه ). رجوع به جزوی شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی چیزهای اندک و خرد و صغیر و ناچیز. جمع جزوی.

جمله سازی با جزویات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینست قوانین کلی که در باب تمول بدان حاجت افتد و اما جزویات آن بر عاقل پوشیده نماند.

💡 روح کلی باشد و لوح و قضا هست جزویات او ارواح ما

💡 گر بخواهد سوی کلیات راند ور بخواهد حبس جزویات ماند

💡 آدم آخر کو و ذریات کو نام جزویات و کلیات کو

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز