جزای نقدی
مترادفها
پرداخت نقدی، جریمه نقدی
لغت نامه دهخدا
جزای نقدی. [ ج َ ی ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جریمه. تاوان.
فرهنگ فارسی
جریمه تاوان
جمله سازی با جزای نقدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قانون ایران در سال ۱۳۷۵ ابتدا برای بیحجابی یکی از دو کیفر «۱۰ روز تا ۲ ماه زندان یا جزای نقدی ۵ تا ۵۰ هزار تومان» را پیشبینی کرد (تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵) اما بعدها تا سه ماه زندان الزاماً باید تبدیل به جزای نقدی میشد و در سال ۱۳۹۲ مجازاتهای جایگزین حبس مقرر شدند.
💡 محسنی اژهای (سخنگوی وقت قوه قضائیه) روز یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ شمسی اعلام کرد که دادگاه بدوی بابک زنجانی به همراه دو متهم دیگر این پرونده را به اعدام محکوم کردهاست. همچنین این سه متهم به رد مال مربوط به شاکی (که همان شرکت ملی نفت ایران است) و جزای نقدی معادل یک چهارم پولشویی نیز محکوم شدهاند.
💡 بر اساس متن قرارداد منعقد شده، در صورت تأخیر در پرداخت اقساط ماهیانه، مشمول جزای نقدی مشخصی خواهد بود که باید به حساب شرکت واریز شود.
💡 قانون جدید وضع شده است که طبق آن، هرگونه تخلف از استانداردهای زیستمحیطی، منجر به اعمال جزای نقدی سنگین بر شرکتهای متخلف میگردد.
💡 قاضی در حکم خود اعلام کرد که علاوه بر حبس، متهم باید مبلغی را نیز به عنوان جزای نقدی جهت جبران خسارات وارده به شاکی بپردازد.