لغت نامه دهخدا
جذعان. [ ج ُ ]( ع اِ ) ج ِ جَذَع. ( منتهی الارب ). رجوع به جذع شود.
- جذعان من الجبال؛ صغار آنها. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). کوههای خرد. ( منتهی الارب ).
جذعان. [ ج ُ ]( ع اِ ) ج ِ جَذَع. ( منتهی الارب ). رجوع به جذع شود.
- جذعان من الجبال؛ صغار آنها. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). کوههای خرد. ( منتهی الارب ).
جمع جذع یا صغار آنها کوههای خرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اينك مى گويم: آنچه را كه من در اين مقام از پيشوايان اسلام كه مقتداى ما هستند، مى دانماين است كه پيامبر اكرم - عليه افضل السّلام - فرمود برترين دعا، دعاى من و دعاىپيامبران پيشين است. آنگاه تنها كلمه لا إِلَه إِلا اللّه را بر زبان جارى نمود، و ستايش خدارا بجا آورد. عرض شد كه: كجاى اين كلام، دعاست ؟ حضرت - كه درودهاى خداوند بر اوو خاندان او و بر اصفياء وبرگزيدگان پيش و بعد از او باد! - فرمود كه (بدينمضمون ) كداميك از اين دو، به منظور دعا كننده و مسئلت كننده آشناتر، و سزاوارترند كهفضايل از او درخواست شود؟ آيا خداوند - جلّ جلاله - يا عبداللّه بن جذعان ؟ آنجا كه اميّةبن ابى الصّلت او را ستود و گفت: