جای عذر
لغت نامه دهخدا
جای عذر. [ ی ِ ع ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) محل معذرت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
محل معذرت
جمله سازی با جای عذر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جای عذر است چرا خنده به رندان نکنند زاهد صومعه را کاین همه خندند به ریش
💡 ادب چه چاره کند چون فضول افتد به جای عذر دل آوردهام قبول افتد
💡 جای عذر است چگویم بتو ای ناصح پیر که نداری جز از عشوۀ شیرین پسران
💡 نی نی چه جای عذر و عتابست و آشتی رفتی چنانکه باز نیابم نشان تو
💡 با توجه به اشتباهات مکرر و بیملاحظگیهای مدیر در برخورد با کارکنان، در جلسات اخیر تیم، جای عذرخواهی عمیق و رسمی از سوی او احساس میشد.
💡 اگر در اجرای برنامههای تعیین شده با تاخیر مواجه شدیم، بدون هیچ شک و تردیدی جای عذرخواهی از تمامی مشتریان وفادار و همراه شرکت را داریم.
💡 وقتی متوجه شدم که حرفهای من باعث رنجش خاطر دوستانم شده است، در آن لحظه احساس کردم که جای عذرخواهی بسیار بزرگی در میان ما است.