جای دندان

لغت نامه دهخدا

جای دندان. [ ی ِدَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوشتی که دندانها از آن روید و بعربی لثه خوانند. ( بهار عجم ):
آن زمانم که حسرت نان بود
جای نانم بکام دندان بود
این زمانم که نان در انبانست
جای دندان بجای دندانست.شعوری کاشی ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

گوشتی که دندان ها از آن روید

جمله سازی با جای دندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌طور کلی برای گذاشتن ایمپلنت دندان چندین مرحله باید انجام شود تا قطعات تشکیل دهنده در کنار یکدیگر قرار گیرند و بیمار بتواند به جای دندان طبیعی از آن استفاده کند. ایمپلنت از نظر ظاهری مشابه دندان طبیعی است و در دهان همان حس طبیعی را برای جویدن القا می‌کند و سوء هاضمه ایجاد شده بر اثر ناتوانی در جویدن غذا را برطرف می‌نماید.

💡 به گفته بازماندگان افراد بیشتری موفق به فرار از منطقه شدند، اما این منطقه مملو از کوسه‌های زیادی بود و احتمالاً شکار کوسه‌ها شدند. در پی جستجو ۳۰۰ جسد پیدا شد که یا قطع عضو بودند یا جای دندان کوسه بر روی بدن آنها مشاهده شد؛ اما بیشتر تلفات ناشی از سوختگی بود.

💡 فایلز گفت که اگر این تیر مال من باشد، این یک فشنگ کالیبر ۰/۲۲۲ است و جای دندان من هم به روی آن است. محققان پس از آزمایش به این نتیجه رسیدند که علامتهای روی این تیر توسط دندان انسان به وجود آمده است.

💡 چشم کند و گوش سنگین، دست لرزان، پای سست جای دندان جانشین گوهر دندان شده است

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز