لغت نامه دهخدا
جاویدخواب. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) مرگ. مردن:
بشستندش از خون به روشن گلاب
چو آمدش هنگام جاویدخواب.فردوسی.
جاویدخواب. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) مرگ. مردن:
بشستندش از خون به روشن گلاب
چو آمدش هنگام جاویدخواب.فردوسی.
مرگ و مردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرم را به کافور و مشک و گلاب تنم را بدان جای جاوید خواب