جانگذار
مترادفها
فداکار، ایثارگر، جانفشان
متضادها
خودخواه، خودپسند
لغت نامه دهخدا
جانگذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) هرچه در قلب نفوذ کند.
- ناله جانگذار؛ ناله دل شکن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با جانگذار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سر بار شادی گشادند باز فراموش کرده غم جانگذار