جانان دوست

لغت نامه دهخدا

جانان دوست. ( ص مرکب، اِ مرکب ) معشوقه دوست. دوست دار محبوب:
من که جان دوستم نه جانان دوست
با تو از عیبه برگشادم پوست.نظامی.

فرهنگ فارسی

معشوقه دوست

جمله سازی با جانان دوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه جانان دوست دارد دشمنی با دوستان دشمن جان خودست آنکس که برگردد ز دوست

💡 گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست همه مغز است نصیب من و از آنان پوست

💡 خدا شو گر تو جانان دوست داری تو مغزی چون نظر با پوست داری

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز