لغت نامه دهخدا
جان گرانی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل جان گران. سخت جانی:
جوانی و از عشق پرهیز کردن
چه باشد ندانی بجز جان گرانی.فرخی.ترسم که این را از جان گرانی
نی قدر آری نی قدر دانی.خاقانی ( از آنندراج ).
جان گرانی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل جان گران. سخت جانی:
جوانی و از عشق پرهیز کردن
چه باشد ندانی بجز جان گرانی.فرخی.ترسم که این را از جان گرانی
نی قدر آری نی قدر دانی.خاقانی ( از آنندراج ).
سخت جانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم به خیال او که آوخ من دل سبکم تو جان گرانی
💡 مرا نیم جانی است بردار با خود بکویش رسان ور کند جان گرانی