جان سفتن

لغت نامه دهخدا

جان سفتن. [ س ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را سوراخ کردن. مجازاً، رنج دادن جان. آزار دادن جان:
گر دلیری کنم بجان سفتن
چون توانم بترک جان گفتن.نظامی.

فرهنگ فارسی

جان را سوراخ کردن رنج دادن جان

جمله سازی با جان سفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخن گفتنِ بکر جان سفتن است نه هر کس سزای سخن گفتن است

💡 گر دلیری کنم به جان سفتن چون توانم به ترک جان گفتن

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز