فرهنگ معین
۱ - (اِمص. )آیینه کاری. ۲ - (مص م. ) آیینه کاری کردن.
۱ - (اِمص. )آیینه کاری. ۲ - (مص م. ) آیینه کاری کردن.
آیینه کاری.
= جام کاری کردن:
۱. آیینه کاری کردن.
۲. پیاپی جام شراب گرفتن و نوشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجا کار ماند تو را در دو عالم چو از عشق خوردی یکی جام کاری