ثمه

لغت نامه دهخدا

( ثمة ) ثمة. [ ث َم ْ م َ ت َ ] ( ع ق ) آنجا. ثم.
ثمة. [ ث َم ْ م َ ] ( ع مص ) مرمت و نیکو کردن.
ثمة. [ ث ِم ْ م َ ] ( ع اِ ) مرد پیر.
ثمة. [ ث ُم ْ م َ ] ( ع اِ ) یک مشت گیاه. || گیاه یز.
ثمة. [ ] ( اِخ ) ابن لفافة العکی. ابوعبداﷲ. تابعی است.

فرهنگ فارسی

ابن لفافه العکی ابو عبد الله تابعی است

جمله سازی با ثمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو گوئی بر امین فرزند هارون بتازد هر ثمه فرزند اعین

💡 ثمه مختوم، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ایران.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز