لغت نامه دهخدا
تیزکام. ( ص مرکب ) آنکه بزودی حاصل کند مقصود کسی را. ( از ناظم الاطباء ).
تیزکام. ( ص مرکب ) آنکه بزودی حاصل کند مقصود کسی را. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایوانش کیوان غلامی و بس به میدانش مه تیزکامی و بس
💡 بدزدید سر زو سپهدار سام ازو رد شد آن حربه تیزکام