تیز شهوت

متضادها

بی‌شهوت، بی‌میل

لغت نامه دهخدا

تیزشهوت. [ ش َ وَ ] ( ص مرکب ) شوخ و شهوت پرست. ( ناظم الاطباء ). سخت به گشن آمده. ماده که سخت خواهان نر است یا بعکس. هواس. طیط. مغتلم. مغتلمه:خروس، حیوانی تیزشهوت است. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). رجوع به شهوت و تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

شوخ و شهوت پرست سخت به گشن آمده

جمله سازی با تیز شهوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من آن کسم که ز بس تیز شهوتی... رم ز بیم... ن همه شب پاسبان خویشتنم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران