تیرمار

لغت نامه دهخدا

تیرمار. ( اِ مرکب ) نوعی از مار خبیث که مانند تیر از جا جسته نیش زند. ( آنندراج ). افعی. ( زمخشری ) ( ناظم الاطباء ). قسمی از مار است و معروف می باشد. ( قاموس کتاب مقدس ):
رقم بیار شود گر جفای یار مرا
بدست خامه زند همچو تیرمار مرا.تأثیر ( از بهار عجم ).|| لکن قصد از اصل کلمه عبرانی مرغی است که همچو بوم در ویرانه ها مسکن نماید... ( قاموس کتاب مقدس ). || دندانهای افعی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوعی از مار خبیث که مانند تیر از جا جسته نیش زند افعی

جمله سازی با تیرمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کل، بز، قوچ و میش، گرگ و کفتار و خزندگانی از قبیل کفچه مار، تیرمار، شترمار و جعفری

💡 تیرمار مرگ کز زخمش خلاصی کس ندید ظاهرا از نوک پیکان تو دندان یافته

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز