واژه «تیباش» در متون کهن فارسی به معنای غمزه، عشوه و نوعی رفتار همراه با ناز و فریب به کار رفته است که معمولاً برای توصیف حالتهای رفتاری ظریف و فریبنده استفاده میشده است. این واژه بیشتر به شیوهای از رفتار اشاره دارد که در آن فرد با حرکات، نگاه یا گفتار خود سعی در جلب توجه یا تأثیرگذاری بر دیگران دارد. در ادبیات کلاسیک، «تیباش» گاهی با مفهوم فریب و نیرنگ نیز همراه شده و به نوعی رفتار اغواگرانه و اثرگذار اشاره کرده است. این واژه در برخی متون عرفانی و شعری نیز دیده میشود و برای بیان حالات انسانی پیچیده و احساسی به کار رفته است. در این کاربردها، تیباش نه تنها به معنای ظاهری عشوه، بلکه به عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر ذهن و احساس دیگران نیز مطرح میشود. در زبان قدیم، این واژه بار معنایی ادبی و تصویری داشته و برای توصیف حالات زنانه یا حتی انسانی همراه با ظرافت و ناز به کار میرفته است. گاهی نیز در شعر، برای نشان دادن ضعف یا تسلیم فرد در برابر این نوع رفتارهای فریبنده استفاده شده است. این واژه امروزه در زبان روزمره کاربرد ندارد و بیشتر در متون ادبی و لغوی دیده میشود. در نتیجه، تیباش به طور کلی به معنای عشوه، غمزه و رفتارهای فریبنده و دلربا در زبان فارسی کهن است. این مفهوم بازتابی از ظرافتهای زبانی و تصویری در ادبیات کلاسیک فارسی به شمار میرود.
تیباش
لغت نامه دهخدا
تیباش. ( اِ ) غمزه و عشوه و فریب. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).عشوه و فریب... و ظاهراً صحیح تیتال است، به «تای » قرشت بجای «با»، مرادف تیتال که مشهور است اما تیتال در کلام قدما دیده نشده. ( فرهنگ رشیدی ):
هفت نوبت صبر کرد و بانگ کرد
تا که عاجز گشت از تیباش مرد.مولوی.
فرهنگ فارسی
غمزه و عشوه و فریب
جمله سازی با تیباش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هفت نوبت صبر کرد و بانگ کرد تاکه عاجز گشت از تیباش مرد