تکمر

لغت نامه دهخدا

تکمر. [ ت ُ م َ ] ( اِ ) مخفف تکمار است و آن تیری باشد بی پیکان و بجای پیکان گرهی از چوب و استخوان دارد. ( برهان ). مخفف تکمار است. ( آنندراج ). تکمار. ( ناظم الاطباء ). تیری معروف که برای مرغانش فرستند. عامه تکه گویندش. ( شرفنامه منیری ). رجوع به تکه و تکمار و تخمار شود.

فرهنگ عمید

= تکمار

جمله سازی با تکمر

💡 بیک روستایی در ایران است که در دهستان تکمران واقع شده‌است. بیک ۶۳۲ نفر جمعیت دارد.

💡 این روستا در دهستان تکمران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۴ نفر (۷۸ خانوار) بوده‌است.

💡 برزو روستایی در دهستان تکمران بخش سرحد شهرستان شیروان استان خراسان شمالی ایران است.

💡 تکمران روستایی در دهستان تکمران بخش سرحد شهرستان شیروان استان خراسان شمالی ایران است.

💡 این روستا در دهستان تکمران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹ نفر (۹ خانوار) بوده‌است.