لغت نامه دهخدا
توراب. [ ت َ ] ( ع اِ ) لغتی است در تراب. ( منتهی الارب ).مرادف تراب؛ یعنی خاک. ( ناظم الاطباء ). خاک. ( مهذب الاسماء ). تَورَب. تَیرَب. به معنی تراب؛ یعنی خاک. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تراب و تورب و تیرب شود.
توراب. [ ت َ ] ( ع اِ ) لغتی است در تراب. ( منتهی الارب ).مرادف تراب؛ یعنی خاک. ( ناظم الاطباء ). خاک. ( مهذب الاسماء ). تَورَب. تَیرَب. به معنی تراب؛ یعنی خاک. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تراب و تورب و تیرب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بین چگونه گفت در پای حساب یا الهی لیتنی کنت توراب