تهی دو

لغت نامه دهخدا

تهی دو. [ ت َ / ت ِ / ت ُ / دَ / دُو ] ( ص مرکب ) تنبل و بیکار و هرزه گرد. ( ناظم الاطباء ):
خود عالمی پر است که سلطان غلام اوست
چون من تهی دوی به وصالش کجا رسد.خاقانی.دل پردرد تهی دو به دوائی نرسد
خود دوا بر سر این درد مگر می نرسد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

تنبل و بیکار و هرزه گرد

جمله سازی با تهی دو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارم از چرخ تهی دو گله چندان که مپرس دو جهان پر شود ار یک گله سر باز کنم

💡 دل پر درد تهی دو به دوائی نرسید خود دوا بر سر این درد مگر می‌نرسد

💡 از تو بهر تهی دوی دولت وصل کی رسد خاصه که چون بقا و عز خاص شه مظفری

💡 خود عالمی پر است که سلطان غلام اوست چون من تهی دوی به وصالش کجا رسد

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز