لغت نامه دهخدا
تهنیت گویان. [ ت َ ی َ ] ( ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن:
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیت گویان درآید.سعدی.رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهنیت گویان. [ ت َ ی َ ] ( ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن:
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیت گویان درآید.سعدی.رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
در حال مبارکباد گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داورا! سال نوت محفل طراز سور باد تهنیت گویان عامت قیصر و فغفور باد
💡 رقم زد منشی کلک امیری تهنیت گویان برای سال میلادش، همایون چشم شه روشن
💡 در ثنای شاه بلبل با نوای دل نواز تهنیت گویان ز اوراق شجر دفتر گرفت
💡 برای شکر این احسان شتابیم به خدمت تهنیت گویان شتابیم
💡 رسید عید و دل جمله تهنیت گویان ز دیدن رخ او کامیاب و خرم و شاد