لغت نامه دهخدا
تهن. [ ت َ هََ ] ( ع مص ) بخواب رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده بعد شود.
تهن. [ ت َ هَِ ] ( ع ص ) نعت است از تهن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خوابیده و بخواب رفته. ( ناظم الاطباء ).
تهن. [ ت َ هََ ] ( ع مص ) بخواب رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده بعد شود.
تهن. [ ت َ هَِ ] ( ع ص ) نعت است از تهن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خوابیده و بخواب رفته. ( ناظم الاطباء ).
نعت است از تهن خوابیده و بخواب رفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیهنر با مال و با شاهی نباشد نیکبخت با هنر هرگز به محنت در نماند مر تهن
💡 عزیزان هر طرف پویان که یوسف سوی مصر آمد جوانان تهنین گویان ز هر سو پیر کنعان را