تهدم

لغت نامه دهخدا

تهدم. [ ت َ هََ دْ دُ ] ( ع مص ) ویران شدن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت خشمگین شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). سخت شدن خشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || به خشم وعده بد کردن و ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت گشن خواه گردیدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || کهنه گردیدن جامه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

ویران شدن سخت خشمگین شدن

جمله سازی با تهدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عليكم بمكارم الاخلاق فانها رفعه و اياكم و الاخلاق الدنيه فانها تضع الشريفو تهدم المجد (61)

💡 ه: ... و كتاب الله بين اءظهركم ناطق لا يعيا لسانه و بيت لا تهدم اءركانه و عز لاتهزم اءعوانه... (194)؛ كتاب خداوند در ميان شما سخنگويى است كه هيچ گاهزبانش كند و خسته نمى شود. از اين تعبير بر مى آيد: آن جا كه قرآن سخن نمى گويدمراد سكوت قرآن از اسرار و باطن است، نه مفاهيم ظاهرى كه قرآن همواره به آن ناطق استو در زبانش هيچ گرفتگى و كندى نيست.

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز