ته قوطی
مترادفها
کف قوطی
فرهنگستان زبان و ادب
{factory end, manufacturer's end} [علوم و فنّاوری غذا] یکی از دو انتهای قوطی که از ابتدا در کارخانۀ قوطی سازی به بدنه وصل می شود
ویکی واژه
یکی از دو انتهای قوطی که از ابتدا در کارخانۀ قوطیسازی به بدنه وصل میشود.
جمله سازی با ته قوطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منبع گرما برای قوطی خود گرم شونده یک واکنش گرمازا است که کاربر با فشار دادن روی ته قوطی شروع میکند. قوطی به صورت ظرف سه جداره تولید میشود. محفظه ای برای محتوی، محفظه ای از ماده گرمکننده را احاطه کردهاست که با یک غشای نازک شکستنی از یک ظرف آب جدا شدهاست. وقتی کاربر کف قوطی را فشار میدهد، میلهای غشاء را سوراخ میکند و اجازه میدهد آب و عامل گرمایش با هم مخلوط شوند. واکنش حاصل گرما را آزاد میکند و در نتیجه محتوای اطراف آن را گرم میکند.