تنگلی
لغت نامه دهخدا
تنگلی. [ ت َ گ ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش اترک شهرستان گنبدقابوس است که از دو آبادی تنگلی گمرک و تنگلی خرابه تشکیل یافته و 500 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جمله سازی با تنگلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمک آبی تنگلی یک اندیس غیرفلزی است که در استان گلستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، نمک است.سنگ میزبان این اندیس آبرفت است و دیرینگی آن به دوران دوران چهارم میرسد.
💡 برای تالاب تنگلی کانالی آبرسان به طول تقریبی ۵ کیلومتر و ظرفیت اسمی ۱۲٫۶ متر مکعب در ثانیه نیز ساخته شدهاست.
💡 تنگلی یکی از نامهای ترکمنی برای مردان است.
💡 تالاب تنگلی در شمال گنبدکاووس در بخش داشلیبرون قرار گرفتهاست. فاصله آن تا شهر گنبد ۷۵ کیلومتر است.
💡 اگر میخواهی در زندگی به موفقیتهای بزرگی برسی، باید از این تنگلی و تنبلی دوری کنی و با انرژی مثبت و پشتکار به سمت اهدافت حرکت کنی.
💡 بعضی از افراد به دلیل تنگلی و عدم مدیریت زمان، همیشه با تأخیر در انجام وظایف خود مواجه هستند و این موضوع باعث نارضایتی دیگران میشود.
💡 او همیشه به خاطر تنگلی و بیخیالی در کارهای خانه مورد انتقاد قرار میگرفت، زیرا همیشه کارها را به آخرین لحظه و با بیدقتی انجام میداد.