تنگ دهن

لغت نامه دهخدا

تنگ دهن. [ ت َ دَ هََ ] ( ص مرکب ) خرددهن. || تنگ دهن؛ ( اِ مرکب )دهان معشوق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنگ دهان شود.

فرهنگ فارسی

خود دهن و دهان معشوق

جمله سازی با تنگ دهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم چو نی خامه ز شکر به سخن ساخته ایم

💡 می برد در روز روشن ره به آن تنگ دهن در شب تاریک هر کس رشته در سوزن کشد

💡 خط سبزی که برون آمده زان تنگ دهن راز از غیب نمایان شده را می ماند

💡 بلبل آن لحظه که از غنچه سخن می گوید یادم از پسته آن تنگ دهن می آید

💡 تنگدلم، کان نگار تنگ دهن را تنگ در آمد بگرد تنگ دهن، ریش

💡 امروز بسی تنگدلم از غم ایام ده باده و بوسی مزه از تنگ دهن ده