تند گوی

مترادف‌ها

تندخو، زبان‌درازی، تندزن

متضادها

ملایم‌گو، خوش‌سخن

لغت نامه دهخدا

تندگوی. [ ت ُ ] ( نف مرکب )تندگفتار. که سخن درشت گوید. تلخ گفتار:
قوی استخوانها و بینی بزرگ
سیه چرده و تندگوی و سترگ.فردوسی.

فرهنگ فارسی

تند گفتار. که سخن درشت گویند.

جمله سازی با تند گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یا صبای تند گویی سیم و زر را می‌زند زین قبل در دست سیمین جام زر می‌آورد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران