تمثالگر
مترادفها
پیکرهساز، مجسمهساز
لغت نامه دهخدا
تمثالگر. [ ت ِ گ َ ]( ص مرکب ) نقاش و صورتگر. ( آنندراج ). نگارنده تصویرو مصور. ( ناظم الاطباء ). صانع. سازنده پیکر. پیکر تراش. آنکه پیکر سازد، و یا نگارد. بت گر:
چنان صورتش بسته تمثالگر
که صورت نبندد از آن خوبتر.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
نقاش و صورتگر.
جمله سازی با تمثالگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنان صورتش بسته تمثالگر که صورت نبندد از آن خوبتر