لغت نامه دهخدا
تماشابینی. [ت َ ] ( حامص مرکب ) عیاشی و بی قیدی. ( ناظم الاطباء ).
تماشابینی. [ت َ ] ( حامص مرکب ) عیاشی و بی قیدی. ( ناظم الاطباء ).
عیاشی و بی قیدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر می خواهی که سرّ اوحی بینی دیده بگشای تا تماشا بینی
💡 تو نقاب رخ مائی چو ز خود باز رهی بی حجاب از رخ ما جای تماشا بینی