تقدیرات

مترادف‌ها

مقدرات، تقدیرها، سرنوشت‌ها

لغت نامه دهخدا

تقدیرات. [ ت َ ] ( ع اِ ) تقدیرها و سرنوشتها و احکام و اوامر. ( ناظم الاطباء ).
- تقدیرات الهیة؛ قضا و اراده الهی.( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر اسم ) جمع تقدیر

جمله سازی با تقدیرات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برو جان پدر تن در قضا ده به تقدیرات یزدانی رضا ده

💡 تو اگر تقدیر نو خواهی رواست زانکه تقدیرات حق لا انتهاست

💡 ز میل خود بکس دشمن نگردد به تقدیرات حق ضامن نگردد:

💡 بسیاری از مردم معتقدند که در زندگی انسان، نقش تقدیرات الهی بسیار پررنگ‌تر از تلاش‌های شخصی و تصمیمات فردی خود اوست.

💡 در داستان‌های حماسی قدیمی، قهرمانان همواره با تقدیرات سخت و چالش‌های بزرگ زندگی خود روبرو می‌شدند تا به کمال برسند.

💡 ما نمی‌توانیم تمام تقدیرات آینده را پیش‌بینی کنیم، اما می‌توانیم با برنامه‌ریزی صحیح، مسیر زندگی خود را بهتر مدیریت نماییم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران