تفره

لغت نامه دهخدا

( تفرة ) تفرة. [ ت ِ رَ / ت ُ رَ/ ت ُ ف َ رَ / ت َ ف ِ رَ ] ( ع اِ ) مغاکچه لب بالایین.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نقره ای بر وسط لب بالا. ( از اقرب الموارد ). دایره ای که زیر بینی،در وسط لب زبرین است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تفرة. [ ت َ ف ِ رَ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یک نوع گیاهی. ( ناظم الاطباء ). || سبزه نودمیده و گیاه ریزه که زیر درخت روید یا گیاه ریزه که مواشی چریدنش نتواند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گیاهی است

جمله سازی با تفره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تفره گبر یک فعال کارگری و حقوق بشر اتیوپیایی - آمریکایی و مدیر ارشد برنامه صلح سبز ایالات متحده آمریکا است. او از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ معاون اجرایی فدراسیون کارگران آمریکا و کنگره سازمان‌های صنعتی بود.

💡 از دیگر فراورده‌های لبنی عشایر سنگسر می‌توان به شیر، ماست، توک، کره، خورش، رهون، درنه، سزمه، دوونه (کشک)، سه جو، تفره و … اشاره کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران