تفاخر کنان

مترادف‌ها

با فخر، با خودستایی، با تکبر

متضادها

متواضعانه، با فروتنی، تواضع

لغت نامه دهخدا

تفاخرکنان. [ ت َ خ ُ ک ُ ]( ق مرکب ) در حال نازیدن و مباهات کردن:
.... به زور سرپنجه شیرگیر از بیخ برکندی و تفاخرکنان گفتی. ( گلستان ).و رجوع به تفاخر و فخر شود. || فخرکننده.نازان:
تفاخرکنان هر یکی در فنی
به فرهنگ خود عالمی هرتنی.نظامی.

فرهنگ فارسی

در حال نازیدن و مباهات کردن

جمله سازی با تفاخر کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به شغل خود، آن گبر مشغول بود تفاخر کنان، نغمه ای می سرود

💡 برخی از افراد در مجالس عمومی، با تفاخر کنان از ثروت و موقعیت اجتماعی خود صحبت می‌کنند تا توجه دیگران را جلب کنند.

💡 در ادبیات کلاسیک، شاعران اغلب از توصیف کسانی که با تفاخر کنان و غرور به قدرت خود می‌بالند، برای نتیجه‌گیری‌های اخلاقی استفاده می‌کنند.

💡 او سعی کرد در میان دوستانش، با تفاخر کنان از دستاوردهای اخیر خود در پروژه‌های علمی بین‌المللی، روایت کند تا مورد تحسین قرار گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران