تغافل پیشه

لغت نامه دهخدا

تغافل پیشه.[ ت َ ف ُ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) تغافل پسند:
ای تغافل پیشه، ناپروا ز ما دل بد مکن
خاک پاافتادگان در شهربند دام تست.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تغافل پسند

جمله سازی با تغافل پیشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست

💡 نپرسید آن تغافل پیشه، احوال مرا گاهی به خاطر حسرت بسیاری و صبر کمی دارم

💡 وای بر حال کمند ناله‌های نارسا کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت

💡 تغافل پیشه مستی گرم استغنا چه می دانی که از گرد شهیدانت هنوز آواز می بارد

💡 از تغافل پیشه ای کی شکوه می ورزد اسیر هر چه می آید از آن خصم مروت خوشنماست

💡 تغافل پیشه یارا چون ننالم از تو دیری شد که محرومم ز جور آشکار و لطف پنهانت

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز