تظلم کنان

لغت نامه دهخدا

تظلم کنان. [ ت َ ظَل ْ ل ُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال دادخواهی. در حال تظلم. دادخواهانه:
تظلم کنان سوی راه آمدند
عنانگیر انصاف شاه آمدند.نظامی.تظلم کنان رفته زین مرز و بوم
مروت به یونان و مردی به روم.نظامی.و رجوع به تظلم و ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

در حال دادخواهی

جمله سازی با تظلم کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تظلم کنان رفته زین مرز و بوم مروت به یونان و مردی به روم

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز