لغت نامه دهخدا
تضرع کنان. [ت َ ض َرْ رُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال تضرع:
بدان تا ز باغ تو یابد بری
تضرع کنان هر کسی بر دری.نظامی.زبان آوران رفته از هر مکان
تضرع کنان پیش آن بی زبان.( بوستان ).
تضرع کنان. [ت َ ض َرْ رُ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال تضرع:
بدان تا ز باغ تو یابد بری
تضرع کنان هر کسی بر دری.نظامی.زبان آوران رفته از هر مکان
تضرع کنان پیش آن بی زبان.( بوستان ).
در حال تضرع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان آوران رفته از هر مکان تضرع کنان پیش آن بی زبان
💡 شنیدم که عیسی علیه السلام تضرع کنان گفت کای کردگار