تشنه شدن

لغت نامه دهخدا

تشنه شدن. [ ت ِ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عطشان شدن. خواهان نوشیدن شدن:
چون تشنه شوم به رشته جان
آبی ز جگر کشید خواهم.خاقانی. || سخت خواهان و آرزومند شدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
مستمع چون تشنه و جوینده شد
واعظ ار مرده بود گوینده شد.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- عطش یافتن. ۲- مشتاق چیزی شدن.

جمله سازی با تشنه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نزديك صبح سرش رابالاى قبر گذاشت و خوابش برد. در خواب ديد كه جدش از شهادتو كربلاى حسينى خبر داد و از تشنه شدن حضرت در روز عاشورا خبر داد و حسين و فرمود:حسين جان، پدر و مادر و برادر تو، همه مشتاق ملاقات تو هستند.

💡 ساقی به ته شیشه می ناب نگه دار خواهیم دگر تشنه شدن، آب نگه دار

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز