ترقیش
لغت نامه دهخدا
ترقیش. [ ت َ ] ( ع مص ) بیاراستن. ( از زوزنی ). آراستن سخن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || سخن چینی کردن. ( زوزنی ). بربستن و سخن چینی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سخن چینی کردن، زیرا نمام کلام خود را آرایش دهد. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || نوشتن سخن را. || نوشتن صحیفه را. || عتاب کردن کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
جمله سازی با ترقیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شفتالوی مسیح به جان میتوان خرید جانی نه کز دلست ترقیش نه از دماغ
💡 در ترقیش پایه بر پایه میرساند به نور از سایه