تردید کردن
مترادفها
شک کردن، دو دل شدن
متضادها
یقین داشتن، اطمینان داشتن
لغت نامه دهخدا
تردید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موافقت نکردن و دودله شدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تردید داشتن.
موافقت نکردن و دودله شدن.
جمله سازی با تردید کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این اثر روسو هم مثل سایر آثار دیگرش بازخوردهای مختلفی داشت، بیشتر منتقدان کارهای روسو را به عنوان کارهایی در حد و اندازه کودکان توصیف میکردند اما فلیکس والوتون که یک نقاش جوان سویسی بود و بعدها تبدیل به یک چهره مهم در توسعه حکاکی روی چوب مدرن گردید اظهار نظر متفاوتی داشت، وی گفت: ببر هنرمند، طعمه خودش را شگفتزده کرده و تنها میشود گفت، باید دید، این آلفا و امگای اثر است و طبعاً مشوش کننده است، پیش از اینکه صلاحیت انتساب به یک کار کودکانه را داشته باشد، به شکلی کامل ریشههای سرزنش و تردید کردن را مانع میشود.