قابل تردید

مترادف‌ها

مشکوک، تردیدآمیز، جای شک

متضادها

قطعی، یقینی، مسلم، بی‌تردید

لغت نامه دهخدا

قابل تردید. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب ) مشتبه. تردید کردنی.

فرهنگ فارسی

مشتبه قابل گرفت

جمله سازی با قابل تردید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در پی چنین موفقیت شکوهمندی، استعداد گودوویچ برای فرماندهی عالی به سختی قابل تردید نیست. وی آرزو داشت تا به دلیل عدم تصمیم‌گیری قاطع در جریان سیاست سیاسی با حمله آقا محمدخان با گرجستان در سال ۱۷۹۵، حمله پیش‌بینی شده روسیه به ایران را به دست آورد تا دوباره از این راه بازگردد.. گودوویچ با عصبانیت، برنامه‌های بازنشستگی از خدمات فعال را سرگرم کرد. در حالی که او پیر شده بود، ملکه درگذشت و جانشین وی، پاول، با یادآوری بیعت ایوان با پدر، به فکر جایگزینی زوبوف با گودوویچ بود.

💡 شواهدی که پلیس در صحنه جرم پیدا کرده است، به قدری قوی هستند که صحت ادعاهای متهم را به شدت قابل تردید و زیر سوال می‌برند.

💡 کیفیت ساخت این محصول جدید با وجود تبلیغات گسترده، در واقع بسیار پایین و قابل تردید است و نمی‌توان به دوام آن اعتماد کرد.

💡 تصمیمات مدیریتی که در این شرکت طی سال‌های اخیر گرفته شده، برای بسیاری از کارکنان قدیمی بسیار قابل تردید و نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران