ترتیبات

لغت نامه دهخدا

ترتیبات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ ترتیب. رجوع به ترتیب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدراسم ) جمع ترتیب.

جمله سازی با ترتیبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانشین گگوگوون، سوسوریم، سیاست خارجی مماشات و آشتی با بکجه را در پیش گرفت، و بر سیاست‌های داخلی برای گسترش بودیسم در سراسر سیستم‌های اجتماعی و سیاسی گوگوریو تمرکز کرد. علاوه بر این، به دلیل شکست‌هایی که گوگوریو از بکجه و همچنین ژیان‌بی مغول اولیه متحمل شده بود، سوسوریم اصلاحات نظامی را با هدف جلوگیری از چنین شکست‌هایی در آینده ایجاد کرد. ترتیبات داخلی سوسوریم زمینه را برای گسترش گوانگ‌گه‌تو بزرگ فراهم کرد.

💡 در بازگشت از بحرین رایکوف نامساعد بودن زمین بازی و کیفیت پایین داور را از نکات منفی این سفر خواند ولی گفت که مربی تیم ملی بحرین تصمیم گرفته است ترتیبات سفر مجدد تیم تاج به این کشور را فراهم کند. همچنین این مربی یوگسلاو مدعی شد مسئولان بحرین از او دعوت کرده‌اند که برای یک ماه مربی تیم ملی بحرین شود که در صورت موافقت مسئولان تاج اینکار را خواهد کرد.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز