اجباری رفتن
ناچار شدن به رفتن، یا رفتن بدون اختیار و رضایت کامل. این ترکیب معمولاً حالتی از الزام، فشار یا اجبار را میرساند.
مترادفها
ناچار رفتن، مجبور رفتن
متضادها
اختیاری رفتن
جمله سازی با اجباری رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی از دورانهای سخت تاریخی، بسیاری از مردم با یک حالت اجباری رفتن به سوی مناطق دوردست برای انجام کارهای سخت، مجبور میشدند.
💡 هیچ انسانی نباید تحت فشار روانی یا فیزیکی، با یک حالت اجباری رفتن به سمت موقعیتهایی که با باورهایش در تضاد است، وادار شود.
💡 در برخی از سیستمهای آموزشی قدیمی، دانشآموزان با یک حالت اجباری رفتن به سمت رشتههای خاص، بدون در نظر گرفتن علاقه خود، مدیریت میشدند.