برای خاطر

به‌خاطرِ، به سببِ، در راهِ. این ترکیب بیشتر در زبان رسمی و ادبی به معنیِ انجام کاری به سببِ چیزی یا کسی می‌آید. نمونه: « برای خاطر خانواده‌اش سختی را تحمل کرد.»

مترادف‌ها

به خاطر، به سبب، از أجل

جمله سازی با برای خاطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تمام سختی‌ها و مشکلات زندگی را برای خاطر آرامش و شادی فرزندان خود تحمل کرد و هرگز از تلاش برای آینده آن‌ها دست نکشید.

💡 ما باید تمام تلاش خود را به کار ببندیم تا برای خاطر حفظ میراث فرهنگی نیاکانمان، این بناهای تاریخی را از نابودی و تخریب نجات دهیم.

💡 او تصمیم گرفت برای خاطر وفاداری به اصول اخلاقی خود، از پذیرفتن پیشنهادهای وسوسه‌انگیز اما غیرقانونی در دنیای تجارت امتناع ورزد و بر سر راه راست بماند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران