لغت نامه دهخدا
تربیح. [ ت َ ] ( ع مص ) جای دادن کسی را. ( منتهی الارب ). جای دادن رُبّاح را که کپی باشد در منزل خود. ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || به سود رسانیدن کسی را. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
تربیح. [ ت َ ] ( ع مص ) جای دادن کسی را. ( منتهی الارب ). جای دادن رُبّاح را که کپی باشد در منزل خود. ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || به سود رسانیدن کسی را. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
جای دان کسی جای داد رباح را که گپی باشد در منزل خود یا به سود رسانیدن کسی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیم و زر آورده بهم چون جهود داده پس آنگاه به تربیح و سود